|
|
| جمعه 30 دی ماه سال 1390 |
| من میمیرم! |
من دارم میمیرم همین روزا
یکی از همین روزای دور یا نزدیک دستم میاد روی قلبم برای آخرین بار تیر میکشه درد میگیره و من با زمین بوسه میزنم
مرگ پشت گوشم زمزمه میکند
شاید این آخرین پیام من باشد..
|
|
|
|
| یکشنبه 27 آذر ماه سال 1390 |
| یکی میاد یکی میره |
چیکارش میشه کرد. اتوبان تهران قم شده
لامصب ترافیکشم زیاده.
راضی
نه راضی نیسم
امروز دیگه راضی نیستم...
|
|
|
|
| سه شنبه 1 آذر ماه سال 1390 |
| آبان! |
آبان از دستم در رفت... اما جاش تولدت تو بود همون اولین شب آشنایی
تو خیلی وقته رفتی و جای تو خیلی زود پر شد
خوشبحالم! |
|
|
|
| شنبه 30 مهر ماه سال 1390 |
| پایان چه شیرین است! |
پایان رو دوس نداشتم هیچ وقت حتا فکرشو هم نمیکردم اما رسیدم به پایانی روزها انتظارشو میکشیدم
چقدر پایان شیرین است
و کاش هیچ وقت شروعی نبود!
تجربه خوب و گرانبهایی بود
این روزا فقط به فکر خوش گذرونیم بدروووووووووود
|
|
|
|
| پنجشنبه 24 شهریور ماه سال 1390 |
| یه روزه دیگه یه سفر دیگه بدون تو... |
سومین سفر بدون تو فردا
یه هفته ای میشه حرف نزدیم
فقط یک پیام
اونم با التماس تو
من دیگه نیستم توی این بازیه خطرناک
درد قلب
بی تو
شاید بهتر
شاید...
|
|
|
|
| یکشنبه 23 مرداد ماه سال 1390 |
| ما هر دو مثل همیم اما نه برای هم میمانیم |
تو چون منی من چو تو
اما نیستیم برای ما
تو خواهی رفت
من خواهم رفت
این روزا بهترین روزاست اما زود تموم میشه
زود.....
|
|
|
|
| شنبه 25 تیر ماه سال 1390 |
| صدای شادی |
این تعطیلات رو همش تو خونه بودم صدای شادی مردم از بیرون و من تنها در خانه
خانه چه دلگیر است
یاد چهارشنبه سوری پارسال
|
|