سیزدهمین خاطره از خاطرات دوران سربازی یه ضد حال خیلی بزرگه دیگه
همیشه می گن عدد ۱۳ نحسه ولی من باور نداشتم
حالا دیگه کار از کار گذشته
باید وایسیم و دفاع کنیم از شهری که هیچ کس توش نیست
تا دیروز ۱۰۰ درصد مشخص بود که من باید برم خونه
ولی دقیقه ۹۰ بهم ضد حال زدن
آخه کی میاد ایلام؟ اینم آدم باید تحمل کنه چون سربازیه نه خونه خاله!!!
بگذریم
راستی امروز یه روز خوب هم واسه منه
تولد وب لاگم
اولین سال تاسیس وب لاگم امروز بود که البته گذشت دیگه
یادش بخیر سال گذشته این موقع تو خونه
چه ذوق و شوقی بود برای نوشتن یه مطلب تو وب لاگ
ولی الان حتی فرصت نمی کنم بیام به نظرات اسخ بدم و یا حتی بخونمشون
تا یادم نرفته عید نوروز ۸۵ رو به همتون تبریک می گم
انشا الله که سال خوبی داشته باشید و به آرزوها تون برسید
بدرود...

|