نیمه تو
نیمه تو
* اگه بخواهیم حتما می توانیم( به قول یه دوست که می گه never say never ) *
شهریور 1387
ش ی د س چ پ ج
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30 31          
آرشیو

مادر
والاترین ، آرامش بخش ترین
و مهربان ترین
واژه در تمام واژه های دنیاست

Quick Contact

Add to favorites

About me

بهمن
2
4 سال ندارم
متولد زیباترین ماه هستی
اینترنت
و شبکه
Web design & Pro
اصفهان
کامپیوتر
...


muhammad.ir

My logo

نیمه تو

| دیگر عزیزان |

گنجینه سخن

نابخشوده

غروب سیاه پوش

آزاده و علی

یادداشتهای یک اطلاع رسان

اشک سرد نقره ای

گل دوست پرسپولیس

بهناز

بیتا

کلبه گیتار

لابراتور علوم

نوشته های دختر اردیبهشت

صد سال تنهایی

صبا

سونیا و سارا

seven

ایلیا

آذرخش

|سایتهای مورد علاقه من|

danlod

Takdownload

photo.net

my friends logo

گنجینه سخن
اشک سرد نقره ای

عشق از دوستی پرسید:
تفاوت من و تو در چیست؟
دوستی گفت : من دیگران را به سلامی
با هم آشنا می کنم تو به
نگاهی.
من به دروغی دیگران را از هم
جدا
می کنم تو با
مرگ.

***********
در بی نهایت تنهایی
و استیصال نبودن کسی
در این ظلمت بی کسی
حتی سفر را خاموشی در کنار نیست
تا شاید
تنهایی را دو تا کنی
و این است معنای حقیقی
تنهایی...


بهمن
بهترین ، زیباترین و قشنگ ترین
ماه دنیا

ماه عشق ، ماه خوبی
ماه زیبایی ، ماه
سفیدی
ماه
من


Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
دوشنبه 1 آبان ماه سال 1385
خاطرات سربازی (۲۷)

آغاز سیزدهمین ماه از خدمتم با عید فطر تلاقی پیدا کرد

روزهای خیلی سختیه

تکلیف خدمتم هنوز مشخص نیست

یه روز این وره آبیم

یه روز اون طرف آب

خسته شدیم از بس پاسمون میدن این ور اون ور

 

به هر حال انشا الله که ماه رمضون خوبی رو پشت سر گذاشته باشین

ما رو هم دعا کنید

بدرود...

**********************************

زیر خاکستر ذهنم باقیست
آتشی سر کش و سوزنده هنوز
یادگاریست ز عشقی سوزان
که بود گرم و فروزنده هنوز
عشقی آنگونه که بنیان مرا
سوخت تا ریشه و خاکستر کرد
غرق در حیرتم از این که چرا
مانده ام زنده هنوز
گاه گاهی که دلم می گیرد
پیش خود می گویم
آن که جانم را سوخت
یاد می آرد از این بنده هنوز
سخت جانی را بین
که نمردم از هجر
مرگ صد بار به از
بی تو بودن باشد
گفتم از عشق تو من خواهم مرد
چون نمردم هستم
پیش چشمان تو شرمنده هنوز
گر چه از فرط غرور
اشکم از دیده نریخت
بعد تو لیک پس از آن همه سال
کس ندیده به لبم خنده هنوز
گفته بودن که از دل برود یار چو از دیده برفت
سال هاست که از دیده من رفتی، لیک
دلم از مهر تو آکنده هنوز
دفتر عمر مرا
دست ایام ورق ها زده است
زیر بار غم عشق
قامتم خم شد و پشتم بشکست
در خیالم اما
همچنان روز نخست
تویی آن قامت بالنده هنوز
در قمار غم عشق
دل من بردی و با دست تهی
منم آن عاشق بازنده هنوز
"آتش عشق پس از مرگ نگردد خاموش"
گر که گورم بشکافند عیان می بینند
زیر خاکستر جسمم باقیست
آتشی سر کش و سوزنده هنوز

برگرفته از رمان " نیلوفر مرداب "


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 34950


عناوین آخرین یادداشت ها

Click here to make Webloger your default homepage
Home | Contact me

I Can Because I Want

Powered by : MGH