آب سردی روی تنم ریختن... چه خنک بود و چه لذتی داشت .... وقتی فهمیدمش آن را!!! احساس سبکی می کنم.... ================================================ این نقطه هم برای خودش حکایتها دارد نقطه ها که گاهی اصلا به چشم نمی آیند و به راحتی ازشون میگذریم نقطه ای که هر جا کم آوردی میاید و به دادت میرسد سه تایشان را کنار هم بگذاری میشود بی نهایت سکوت وهزاران حرف نگفته... همان سه نقطه ای که می گوید هیچ نگو گاهی هم سه نقطه در کنار الف عظمت پیدا میکنند تا آنجا که تا اسم اعظم قد میکشند ا.. خدایی که به زیبایی با الف و سه نقطه نگاشته میشود و پنهان ومستتر در همان جا می ماند یک نقطه تنها یعنی تمام. یعنی انتهای سخن.آخر حرف های گفته شده و آخر آنچه گفته بودی نقطه میشود به معنای نقطه والسلام وگاهی چه سخت است این تمام شدنها وقتی حرفهایت ناتمام باشند وقتی هنوز حرفهایی بیخ گلویت گیر کرده اند و تو دیگر نمیتوانی رهایشان کنی. آن وقت به جای یک نقطه تمام سه نقطه نا تمام میگذاری تا حدیثش را فقط خودت بدانی و خدایت تا بفهمانی که حرفهایت نیمه تمام رها شده اند گاهی هم نقطه یعنی تمامش کن برای شروعی دوباره یعنی پایان دادن به آنچه که هست برای رسیدن به آنچه باید باشد. گاهی نقطه برای خودش سر آغاز میشود گاهی یعنی گذشته را رها کن و به آینده فکر کن و در لحظه حال زندگی آن وقت نقطه به معنی پایان نیست درست مثل وقتی که نقطه میگذاری قلم را بر میگیری و می بری سر خط و دوباره می آغازی مثل نوشتن سلام بعد از خداحافظ عجیب است که نقطه خودش شروع کننده نیست نقطه ای که خودش را فدا می کند تا تو به انتهای بخشی از زندگیت برسی چون باید تمامش کنی آن وقت نقطه پا در میانی می کندخودش را وسط معرکه می اندازد تا تو دیگر با ادامه دادن خودت را بیشتر نیازاری که تمامش میکنی و به تو بزرگترین درس زندگی را می دهد آنچه ماندنی نیست را بگذار و بگذرکه آنچه ماندنی است خواهد ماند و من اینک رسیده ام به همان نقطه نقطه ای که صمیمانه آمده است تا خودش را برایم فدا کند که دیگر ادامه ندهم -که دیگر تو را نیازارم و دیگر رنج نکشیم اما مگر میشود انسان رنج نکشد اما باید گذاشت و گذشت و من باید این بار اندوه را بگذارم و بگذرم و سنگین ترش نکنم تا بگذرم از آنچه گذشتنی است بی هیچ حسرت و اندوه از دست دادنی و افسوس دوست داشتنی و من اینک بر سر این نقطه ام نقطه ایی که تا دیروز گذاشتنش با شک و تردید همراه بود ولی اینک با دلم همراه شده و من می خواهم تمامش کنم تمام و من نقطه آخر این فصل از زندگیم را میگذارم و تمامش میکنم . نقطه و می آغازم فصل دیگر را و این بار با همان سه نقطه حرفهای نگفته تمامش میکنم و میروم سر خط ... اما میدانم فراموشم نخواهد شد همه آنچه را که روزی در برابرشان ایستادم و از داشتنشان گذشت |